X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 7 آذر‌ماه سال 1384
توسط: ستاره

ذهن ...

کارکرد ذهن از طریق امواج بسیار ظریف الکتریسیته صورت می گیرد . این عملکرد باید خوب فهمیده شود . محققان می گویند که عمل ذهن در چهار مرحله صورت می گیرد . ذهن بیدار معمولی بین 18تا 30 سیکل در پانیه عمل می کند . این مرحله (( بتا ))ی ذهن است . هم اکنون شما در همین مرحله قرار دارید ، موقعی که بیدارید و دارید فعالیت می کنید .
عمیقتر از این مرحله ، ریتم (( آلفا )) نام دارد . بعضی وقتها که شما فعال نیستید ، آسوده و بی خیال هستید مثل موقعی که دراز کش در ساحل استراحت می کنید ، هیچ کاری نمی کنید ، به موسقی گوش می دهید ، یا عمیقا نیایش می کنید یا در حال مراقبه هستید آن وقت فعالیت ذهن کمتر می شود : از 18 تا 30 سیکل در ثانیه به چیزی حدود 14 تا 18 سیکل در ثانیه می رسد . آگاه هستید اما کاملا هشیار نیستید . بیدارید اما در عین حال منفعل و آسوده . نوعی آسودگی عمیق خاصی شما را در بر می گیرد .
همه مراقبه کنندگان وقتی به نیایش یا مراقبه می پردازند ، در این حالت دومی ، ریتم (( آلفا )) قرار می گیرند. در شنیدن موسقی هم همین حالت می تواند اتفاق بیفتد . نشستن ، بدون انجام کار مخصوصی ، میتواند منجر به همین حالت شود . همین که راهش را یاد بگیرید قادر خواهید بود که فعالیت ذهن را خاموش کنید ؛ آنگاه هجوم افکار متوقف می شود . حرکت افکار وجود دارد اما با گامهای بسیار کوتاه ، عینا مثل حرکت ابرها در آسمان ، در حقیقت به مقصد خاصی در حرکت نیستید ، فقط شناورید . این حالت دوم (( آلفا )) بسار با ارزش است.
زیرا این دومی ، حالت سومی وجود دارد ؛ فعالیت حتی کمتر می شود . این حالت (( تتا )) نام دارد : بین 8تا12 سیکل در ثانیه . این حالتی است که شما شبها وقتی به خواب می روید ، وقتی مست خواب هستید یا وقتی در مصرف الکل زیاده روی می کنید ، به شما دست می دهد . به یک مست که دارد را می رود نگاه کنید : در حالت سومی است . لایشعر راه می رود . به کجا عازم است ؟ خودش هم نمیداند . چه کار می کند ؟ ... بدن مثل یک روبات عمل می نماید . فعالیت ذهن به میزان زیاد کاهش می یابد تا آنجا که در آستانه خواب قرار میگیرد .
درمراقبه های عمیق همین حالت رخ می دهد از وضعیت (( آلفا ))  به وضعیت (( تتا )) می افتید . اما این حالت در مراحل خیلی عمیق اتفاق می افتد . مراقبه کنددگان معمولی این حالت را درک نمی کنند . وقتی که شما این مرحله ی سوم را درک کنید ، شعف بسیاری حس می کنید .
همه ی مستها سعی دارند به این حالت شعف برسند ، اما قادر نیستند ؛ زیرا رسیدن به حال شعف فقط موقعی میسر است که شخص کاملا هشیار در این مرحله قرار می گیرد ، منفعل ، اما هشیار . مستها به این حال می رند ، اما آگاه نیستند ؛ وقتی به این حال می رسد که دیگر هشیار نیست . حال ایجاد شده ، اما نمیتواند از آن لذت ببرد . از خوشی آن بره نمی برد ، از خلال آن نمیتواند رشد کند . جاذبه ی مواد رویا زا در سراسر جهان به دلیل جاذبه حالت (( تتا )) است . اما اگر به مواد شیمیایی پناه ببرید راه عوضی را انتخاب کردیده اید . باید از طریق کاستن فعالیت ذهن به آن حالت دست یافت و کاملا هوشیار باقی ماند .
آنگاه به مرحله چهارم می رسیم که مرحله (( دلتا )) نام دارد . فعالیت باز هم کم می شود : از صفر تا چهار سیکل در ثانیه . ذهن تقریبا از کار افتاده است . گاه پیش می آید که ذهن به حد صفر می رسد ، مطلقا ساکت . این حالتی است که در خواب عمیق به شما روی می آورد ، وقتی که حتی خواب دیدن و رویا متوقف شده ؛ این حالتی است که هندوها به آن پاتانجالی و بودیستها به آن سامادی می گویند . پاتانجالی در واقع این حالت را خواب عمیق همراه با هشیاری می نامد با این وضعیت که هشیاری  حتما حضور داشته باشد .
اخیرا در غرب تحقیقات زیادی در مورد مرحله چارم صورت گرفته است . به نظر آنها غیر ممکن است که در مرحله ی چهارم هشیار باقی ماند ، چون که به اعتقاد آنها تناقضی در این حالت وجود دارد ، هشیار بودن و بیهوش بودن . تناقضی وجود ندارد . یک جوکی استثنایی این حالت را به طریق عملی اثبات کرده است .
نام او (( سوامی رام ))است . در سال 1970 ،  در یک آزمایشگاه آمریکایی ، در انستیتوی منینگر ، به محققان گفت که خود خواسته به مرحله چهارم ذهن خواهد رفت . محققان گفتند : (( این غیر ممکن است ، چرا که این حالت موقعی رخ می دهد که شخص در خواب عمیق فرو رفته باشد . وقتی که هشیار نباشی خواست تو هم کار نخواهد کرد .))
اما سوامی گفت : (( من انجامش می دهم .))
محققان حاضر نبودند باور کنند ، تردید داشتند ، اما تن به آزمایش دادند . سوامی به مراقبه پرداخت . بتدریج بعد از چند دقیقه تقریبا بخواب رفت . علامت نگار E . E . G  که امواج ذهنی را تعقیب می کرد نشان داد که سوامی در حالت چهارم قرار دارد . فعالیتهای ذهن متوقف شده بود . با این همه محققان آن را باور نمی کردند ، چون فکر می کردند شاید واقعا به خواب رفته است . نکته اصلی این نبود ، نکته این بود که آیا او هشیار است یا نه ؟ آنگاه سوامی از حالت مراقبه در آمد و تمام مکالماتی را که در اطرافش جریان داشت گزارش داد – حتی بهتر از افرادی که کاملا هشیار هستند .
برای اولیت بار در یک آزمایشگاه علمی ، جمله ی معروف کریشنا به اثبات رسید . کریشنا در کتاب گیتا گفته :
برای اولین بار به عنوان یک فرضیه ثابت شد که امکان پذیر است شخص هم در خواب عمیق باشد و هم هشیار ، زیرا خواب برای بدن اتفاق می افتد ،خواب برای ذهن اتفاق می افتد ، اما روح شاهد هرگز به خواب نمی رود . همین که از مکانیسم ذهن و بدن خود را جدا کردید ، همین که موفق شدید نظاره گر آنچه که در بدن و در ذهن اتفاق می افتد باشید ، دیگر نمی توانید به خواب بروید : بدن به خواب می رود اما شما هشیار باقی میمانید .
 
جایی عمیق در وجود شما ، نقطه ای کاملا هشیار باقی می ماند .