X
تبلیغات
رایتل

ستاره

شخصی

...نه ری را!

فقط آن روز که در غفلت ِ شب و روز خویش
خسته از خواب ِ مردگان به خانه باز می آمدیم
نزدیکترین ِ عزیزان ِ ما
در چارچوب دری دور پدیدار شدند
نگاهمان کردند، رفتند و دیگر بازنیامدند

حالا خبر به خواب ِ مادرانمان می برند
دیگر این قمریان مُرده در انجماد باد
رؤیای آشیانه نخواهند دید!

حالا ساده و بی سایه می آئیم
همانجا در اندوه ِآدمیان از مِه به در می شویم
دمی نزدیکتر از ارواح ِگمشدگان گریه می کنیم
بعد باد می آید و دیگر هیچ!

«سید علی صالحی»

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 29 آذر‌ماه سال 1384 ساعت 09:36 | نویسنده: ستاره | چاپ مطلب
نظرات (1)
سه‌شنبه 29 آذر‌ماه سال 1384 09:49
بانمک
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
خسته نباشی
شعر قشنگی بود دستت درد نکنه
به من هم سر بزن خوشحال میشوم
ممنون
راستی حیف نیست تو چنین وبلاگی لینک من نباشه
تا بعد...
موفق وپایدار باشی
پاسخ:
حتما خدمت می رسم .
چشم لینک شما رو هم حتما میزرم D:
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد