X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 12 دی‌ماه سال 1384
توسط: ستاره

شهر قصه...

برای خواندن داستان بر روی لینک زیر کلیک نمائید .

یکی بود ، یکی نبود.

اون زمونای قدیم،

زیر گنبد کبود ،

میون جنگل سبز ، لای درختای قشنگ ،

شهر باصفایی بود .

دور تا دورش گل سرخ ،

روبروش کوه بلند.

با چمن های وسیع

که پر شاپرکه .

راستی داشت یادم میرفت :

اسم این شهر قشنگ ..... شهر قصه بود .....یادتون نره!

(کلیک نمائید)