X
تبلیغات
رایتل

ستاره

شخصی

خواب

خواب

شب بر روی شیشیه های تار
مینشست آرام چون خاکستری تبدار
باد نقش سایه ها را در حیاط خانه هر دم زیر و رو میکرد
پیچ نیلوفر چو دودی موج می زد بر سر دیوار
در میان کاجها جادوگر مهتاب
با چراغ بی فروغش می خزید آرام
گویی او در گور ظلمت روح سرگردان خود را جستجو میکرد
من خزیدم در دل بستر
خسته از تشویش و خاموشی
گفتم ای خواب ای سر انگشت کلید باغهای سبز
چشمهایت برکه تاریک ماهی های آرامش
کولبارت را بروی کودک گریان من بگشا
و ببر با خود مرا به سرزمین صورتی رنگ پری های فراموشی

تاریخ ارسال: جمعه 5 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 17:40 | نویسنده: ستاره | چاپ مطلب
نظرات (6)
جمعه 5 خرداد‌ماه سال 1385 17:41
فقط کلیک
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دوست داری پولدار بشی؟ هر کلیک 80 ریال!
جمعه 5 خرداد‌ماه سال 1385 18:20
مهرانی...
امتیاز: 0 0
لینک نظر
شعرش که خارجی بود.. اما عکسش قشنگ بود... از همه مهمتر زمان نوشتنش بود......
جمعه 5 خرداد‌ماه سال 1385 18:29
شهرام
امتیاز: 0 0
لینک نظر
وای چه اهنگ قشنگی ....
یکی بگه این شیش تا قلب چی میخوان از جون من ....
پنج‌شنبه 18 خرداد‌ماه سال 1385 00:41
مهرانی...
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام صابخونه.. اینورا نمیای ؟
جمعه 19 خرداد‌ماه سال 1385 18:11
چشم تو چشم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مامانم گفته شبا بیرون نرم !
تازشم کوله بار مردم رو فضولی نکنم D:
چهارشنبه 24 خرداد‌ماه سال 1385 23:12
سما
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اینجا خیلی صمیمیه !! بهت تبریک میگم ستاره !!
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد