X
تبلیغات
رایتل

ستاره

شخصی

خدایا!!

god

می توان با یک زیر انداز ساده زیر سقف آسمان خوابید و دغدغه نداشت.

می توان شب به شب با نان خالی عشق ساخت و غمی به دل راه نداد.

می توان لبخندها را غنیمت شمرد و فقط در خلوت اشک ریخت.

می توان بی هیچ غصه ای نفس کشید و دلشوره ای نداشت و از اندوه و رنج آن نکشید .

خدایا!!

سوزش سرما هم بی معنا می شود اگر وجود آدم را از عشق و صفا گرم کنی.

می توان یاسی چید و آن را به دیگران هدیه داد و دل ها را با کینه غریبه ساخت و بذرمهربانی پاشید.

می توان...اگر تو بخواهی...اگر تو کمک کنی.

خدایا!!

ناله هایم را بشنو و به خاطر بسپار .

بشنو و به من بگو که پنجره های زندگی از کدامین سو به روی من گشوده شد

که من در طول عمر کوتاهم٬ هرگز طلوع و غروب خورشید را ندیدم.

خدایا!! تنهایم نگذار

 

تاریخ ارسال: جمعه 28 مهر‌ماه سال 1385 ساعت 23:18 | نویسنده: ستاره | چاپ مطلب
نظرات (11)
شنبه 29 مهر‌ماه سال 1385 19:27
ارغوان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اول!
می توان آسمان را به هم تقدیم کرد
زندگی اون لحظاتی نیست که نفس می کشیم - لحظاتیه که نفسمون بند میاد . و من بعد مدتها با محفل گرم شما زندگی کردم .
شنبه 29 مهر‌ماه سال 1385 20:56
مهرانی...
امتیاز: 0 0
لینک نظر
حتما....
خیلی قشنگ بود.
تازه مگه نمیدونی ؟؟؟؟‌
که خدا هیچوقت فرشته های مهربونشو تنها نمیذاره...
شنبه 29 مهر‌ماه سال 1385 22:34
پرنده تنها
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دیدی تونستم نظر بدم (;;
نظر قبلیم این بود که :
اینجا چقدر خارجی شده ...
خارجی بود خارجی تر شده ...
نوشته ات منو یاد آهنگ تیتراژ پایانی سریال زیرزمین انداخت ...
خدا هیچوقت تنهات نمیذاره ...
نظر فعلیم هم همینه (;
به خروس قندی هم فکر می کنم ...
شنبه 29 مهر‌ماه سال 1385 23:08
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اگر تنها ترین تنهایان شوم باز خدا هست ....
شک نکن خدا همون جای پاییه که تو ساحل مونده و تو داری دنبال صاحبش میگردی ... مگه میشه خدا فرشته ی مرهبونی مث تو رو تنها بذاره آخه ؟
یکشنبه 30 مهر‌ماه سال 1385 00:04
یه عاشق
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دوست من خیلی متن قشنگی بود
در ضمن مرسی از حرفای قشنگت که بیان کرده بودی به هر حال شاد باشی... همیشه موفق باشی...
یکشنبه 30 مهر‌ماه سال 1385 09:42
رد پای...
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام ستاره...
من اسمم ادریسه..
از بچه های مهد کودکم..
میتونی تو مهدمان ثبت نام کنی..مهد مال تمام بچه های تنهاست...
پسورد را برات میل می کنند...کار مامان ریحانه است...به او بگو حتما این کار را میکنه...چون خیلی مهربانه...خدانگهدار
یکشنبه 30 مهر‌ماه سال 1385 12:09
سعید
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام ...

مبارکه! من قالب جدید اینجا رو ندیده بودم ... خیلی نازه چقدرم امکانات واسه ما گذاشتین! :پی!

آره ... اگه خدا بخواد و مهر و عشقش رو تو دل آدم لبریز کنه آدم میتونه بدون هیچ امکاناتی هم لذت وافر ببره ... می تونه شاد زندگی کنه اما حیف که بعضی وقتا غرق شدن توی این زندگی دنیوی همه چیو از یادمون می بره ...
راستی خدا هیچ وقت بنده هاشو تنها نمی ذاره ...

شاد باشی ...
سه‌شنبه 2 آبان‌ماه سال 1385 01:04
خزان نوشت
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خدا هیچ وقت تنهامون نمی ذاره. فقط گاهی ما اونو تنها می ذاریم!
چهارشنبه 10 آبان‌ماه سال 1385 03:56
خلبان درمانده
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خجل تر از آنم که سلام کنم
بار ها از خدا خواستم و می خواهم کمکت کند
اینبار به تو می گویم خودت هم باید بخواهی
چهارشنبه 30 آبان‌ماه سال 1386 00:27
magic-boy
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
خداوند که مارو تنها نمیزاره. ماییم که خدارو تنها میزاریم. ما حتی بنده های خدا رو هم تنها میزاریم. برای همینه که غم تو دلامونه. زیبایی دور از نگاهمونه. عشق بیرون قلبامونه
جمعه 8 شهریور‌ماه سال 1387 19:55
حسن
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مناجات عالی ای بود موفق باشی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد