X
تبلیغات
رایتل

ستاره

شخصی

دل...

دل مرد

گفتمش:

دل می خری؟

پرسید :چند؟

گفتمش:

دل مال تو ٬ تنها بخند!

خنده کرد و دل را زدستانم ربود!

تا به خود آمدم  او رفته بود!

دل ز دستش روی خاک افتاده بود!

جای پایش روی دل جا مانده بود...

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 12:02 | نویسنده: ستاره | چاپ مطلب
نظرات (3)
یکشنبه 27 آبان‌ماه سال 1386 07:19
مهرانی...
امتیاز: 0 0
لینک نظر
زندگی جیره مختصری است...
مثل یک فنجان چای ....
و کنارش عشق است...
مثل یک حبه ی قند...
زندگی را با عشق ... نوش جان باید کرد...
شنبه 3 آذر‌ماه سال 1386 09:10
مرتضی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
واقعا؛ عالی بود
می تونی تو ۳۶۰ منو با این ایمیل پیدا کنی
چهارشنبه 7 آذر‌ماه سال 1386 13:45
محیا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
و هرچه تلاش کردم تا جای پایش را محو کنم ، محو که نشد هیچ !!!! تنها عمیق تر و عمیق تر شد!!!!! کاش می شد قلبم را تعویض می کردم با قلبی نو و بی رد پا!!!!
عزیزم اولین باره که میام وبت. نوشته های قشنگی داری، این رو به دور از تعارفهای مرسوم وبلاگی میگم.
دوست دارم پیشم بیای و تبادل لینک هم داشته باشیم . نظرت چیه ؟
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد