X
تبلیغات
رایتل

ستاره

شخصی

هزینه عقد و عروسی


 منابع مقاله:


فروغ ولایت، سبحانی، جعفر؛
 صفحه: 1
   
 ویژه نامه ازدواج امام علی(ع) با حضرت فاطمه(س)

تمام دارایی حضرت علی علیه السلام در آن زمان منحصر به شمشیر وزرهی بود که می‏توانست‏به وسیله آنها در راه خدا جهاد کند وشتری نیز داشت که با آن در باغستانهای مدینه کار می‏کرد وخود را از میهمانی انصار بی نیاز می‏ساخت.

پس از انجام خواستگاری ومراسم عقد وقت آن رسید که حضرت علی علیه السلام برای همسر گرامی خود اثاثی تهیه کند وزندگی مشترک خود را با دختر پیامبر آغاز کند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پذیرفت که حضرت علی علیه السلام زره خود را بفروشد وبه عنوان جزئی از مهریه فاطمه علیها السلام در اختیار پیامبر بگذارد. زره به چهارصد درهم به فروش رفت.پیامبر قدری از آن را در اختیار بلال گذاشت تا برای زهرا عطر بخرد وباقیمانده را به عمار یاسر وگروهی از یاران خود داد تا برای فاطمه وعلی لوازم منزل تهیه کنند.از صورت جهیزیه حضرت زهرا علیها السلام می‏توان به وضع زندگی بانوی بزرگوار اسلام به خوبی پی برد. فرستادگان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از بازار باز گشتند وآنچه برای حضرت زهرا علیها السلام تهیه کرده بودند به قرار زیر بود:

1- پیراهنی به بهای هفت درهم;

2- یک روسری به بهای یک درهم;

3- قطیفه مشکی که تمام بدن را نمی‏پوشانید;

4- یک تخت عربی از چوب ولیف خرما;

5- دو تشک از کتان مصری که یکی پشمی ودیگری از لیف خرما بود;

6- چهار بالش، دو تا از پشم ودو تای دیگر از لیف خرما;

7- پرده;

8- حصیر هجری;

9- دست آس;

10- طشت‏بزرگ;

11- مشکی از پوست;

12- کاسه چوبی برای شیر;

13- ظرفی از پوست‏برای آب;

14- آفتابه;

15- ظرف بزرگ مسی;

16- چند کوزه;

17- بازوبندی از نقره.

یاران پیامبر وسایل خریداری شده را بر آن حضرت عرضه کردند وپیامبر، در حالی که اثاث خانه دختر خود را زیر ورو می‏کرد، فرمود:«اللهم بارک لقوم جل آنیتهم الخزف‏». یعنی: خداوندا، زندگی را بر گروهی که بیشتر ظروف آنها را سفال تشکیل می‏دهد مبارک گردان. (1)

مهریه حضرت زهرا علیها السلام
مهریه دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پانصد درهم بود که هر درهم معادل یک مثقال نقره بود.(هر مثقال 18 نخود است).

مراسم عروسی دختر گرانمایه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در کمال سادگی وبی آلایشی برگزار شد. یک ماه از عقد پیمان زناشویی می‏گذشت که زنان رسول خدا به حضرت علی گفتند:چرا همسرت را به خانه خویش نمی‏بری؟ حضرت علی علیه السلام در پاسخ آنان آمادگی خود را اعلام کرد.ام ایمن شرفیاب محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شد وگفت: اگر خدیجه زنده بود دیدگان او از مراسم عروسی دخترش فاطمه روشن می‏شد.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وقتی نام خدیجه را شنید چشمان مبارکش از اشک پر شد وگفت: او مرا هنگامی که همه تکذیبم کردند تصدیق کرد ودر پیشبرد دین خدا یاریم داد وبا اموال خود به گسترش اسلام مدد رساند. (2)

ام ایمن افزود: دیدگان همه را با اعزام فاطمه به خانه شوهر روشن کنید.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دستور داد که یکی از حجره‏ها را برای زفاف زهرا آماده سازند واو را برای این شب آرایش کنند. (3)

زمان اعزام عروس به خانه داماد که فرا رسید، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم حضرت زهرا را به حضور طلبید. زهرا علیها السلام، درحالی که عرق شرم از چهره‏اش می‏ریخت، به حضور پیامبر رسید واز کثرت شرم پای او لغزید ونزدیک بود به زمین بیفتد. در این موقع پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حق او دعا کرد وفرمود:

«اقالک الله العثرة فی الدنیا والآخرة‏».

خدا تو را از لغزش در دو جهان حفظ کند.

سپس چهره زهرا را باز کرد ودست او را در دست علی نهاد وبه او تبریک گفت وفرمود:

«بارک لک فی ابنة رسول الله یا علی نعمت الزوجة فاطمة‏».

سپس رو کرد به فاطمه وگفت:

«نعم البعل علی‏».

آنگاه به هر دو دستور داد که راه خانه خود را در پیش گیرند وبه شخصیت‏برجسته‏ای مانند سلمان دستور داد که مهار شتر زهرا علیها السلام را بگیرد و از این طریق جلالت مقام دختر گرامیش را اعلام داشت.

هنگامی که داماد وعروس به حجله رفتند، هر دو از کثرت شرم به زمین می‏نگریستند.پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم وارد اطاق شد وظرف آبی به دست گرفت وبه عنوان تبرک بر سر وبر اطراف بدن دخترش پاشید وسپس در حق هر دو چنین دعا فرمود:

«اللهم هذه ابنتی و احب الخلق الی اللهم و هذا اخی واحب الخلق الی اللهم اجعله ولیا و...». (4)

پروردگارا، این دختر من ومحبوبترین مردم نزد من استت.پروردگارا، علی نیز گرامی ترین مردم نزد من است.خداوندا، رشته محبت آن دو را استوارتر فرما و....

پی‏نوشت‏ها:

1- بحار الانوار، ج‏43، ص 94; کشف الغمة، ج‏1، ص‏359. بنابه نوشته کتاب اخیر، همه اثاث منزل حضرت زهرا علیها السلام به 63 درهم خریداری شد.

2- بحار، ج‏43، ص 130.

3- همان، ص‏59.

4- بحار، ج‏43، ص‏96.

  

تاریخ ارسال: یکشنبه 13 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 21:16 | نویسنده: ستاره | چاپ مطلب
نظرات (2)
دوشنبه 14 مرداد‌ماه سال 1387 08:36
مهرانی...
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام.
خیلی جالب بود...
چه مردمان بدی در اطراف ما زندگی می کنند... از فرهنگ غرب و هم از فرهنگ اسلام چیزای بدش یاد گرفته می شه در حالی که هر دو کلی چیزایی دارن که کمک میکنه به قشنگ شدن زندگی....
به خدا اگه فقط انسان باشیم... و سعی کنیم که انسانهای خوبی باشیم... نیاز به هیچ مکتب و فلسفه ای نداریم.
دوشنبه 21 مرداد‌ماه سال 1387 14:45
چشم تو چشم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خوندم تا ته ته ..
ولی نمی دونم چرا رسما هیچی یادم نموند
فکرم مشغول بود
باید از اول بخونم
کامنتش علی الحساب
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد