X
تبلیغات
رایتل

ستاره

شخصی

دوستت دارم

زن وشوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند.
انها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند.
زن جوان: یواشتر برو من می ترسم!
مرد جوان: نه ، اینجوری خیلی بهتره!
زن جوان: خواهش می کنم ، من خیلی میترسم!
مردجوان: خوب، اما اول باید بگی دوستم داری.
زن جوان: دوستت دارم ، حالامی شه یواشتر برونی.
مرد جوان: مرا محکم بگیر .
زن جوان: خوب، حالا می شه یواشتر برونی؟
مرد جوان: باشه ، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری، اخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه.
روز بعد روزنامه ها نوشتند:
درخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید.در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت.

مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند

تاریخ ارسال: یکشنبه 3 آذر‌ماه سال 1387 ساعت 09:19 | نویسنده: ستاره | چاپ مطلب
نظرات (4)
یکشنبه 3 آذر‌ماه سال 1387 15:41
مهرانی...
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خوب این آقاهه تو این همه وقتی که داشته دو تا دنده معکوس میکشیده... بعد هم موتورو که سرعتش کم شده بوده خاموش می کرده.
بعدش تا آخر عمر به خانمش می گفته دوستت دارم و بغلش می کرده....
دوشنبه 4 آذر‌ماه سال 1387 16:29
مش حسین آقا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ا... مهران... ببین دیگه
پنج‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1387 13:39
سلام نمی کنه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
واقعنی بود؟
شنبه 30 آذر‌ماه سال 1387 14:49
چشم تو چشم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
من میگم اگه موتورو می برد قاطی باقالیا
یا حتی ولو می شد رو زمین
جفتشون یذره زخمی می شدن
ولی زنده می موندن
عجب پسرای خنگی پیدا میشنا
حقش بود بمیره !
D:
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد